تبلیغات
عشق كبریت نیست - راز رشیدی بر لب فرات و حسینجانی
عشق كبریت نیست كه بی خطرش را بسازند

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 8 آذر 1390-09:36 ق.ظ



روزنامه جام جم در شماره روز دوشنبه 7 آذر ماهخود طی یادداشتی از  بامداد محمدی  تحت عنوان «راز رشیدی برلب فرات» به بررسی شعر شاعران در باره واقعه عاشورا پرداخته است.
محمدی در این یادداشت در خصوص ابوالقاسم حسینجانی نوشته:از دیگر شاعران پیشكسوت، خوش قریحه و توانمند هم روزگارمان كه رویكرد آیینی، جزئی از شناسنامه و هویت شعری‌اش به شمار می رود ابوالقاسم حسینجانی است، شاعری كه البته كمتر اهل حضور در مجامع، جشنواره‌ها و رسانه‌هاست و به همین دلیل بسیاری از مردم و مخاطبان ادبیات با آن كه همه ساله و در ایام محرم سروده‌های او را زمزمه می‌كنند كمتر او را به نام و چهره می‌شناسند. براستی كدام ایرانی و دوستدار رسول خدا و اهل بیتش را می‌شناسیم كه این شعر را نخوانده و همنوا با آن سوگواری نكرده باشد:

جاده و اسب، مهیاست؛ بیا تا برویم
كربلا، منتظر ماست؛ بیا تا برویم

اینجاست كه گاهی شهرت شعر آنقدر فراگیر می‌شود كه نام شاعر را در خود كاملا محو می‌كند و اینچنین است كه ما در تذكره‌های پیشینیان نیز گاهی می‌خوانیم فلان شاعر با یك غزل یا رباعی یا حتی با یك بیت ماندگار شده است. ابوالقاسم حسینجانی از آن شاعرانی است كه حداقل با جرات می‌توان گفت با همین یك بیت در تاریخ ادبیات ایران زمین ماندگار خواهد شد.

تاكنون كمتر درباره شعریت این غزل و تكنیك‌های فراوانی كه شاعر در آن به كار برده صحبت شده است، چون به دلیل تكرار زیاد آن در رسانه‌ها همراه با صدا و یك نوع لحن و موسیقی، صدا و موسیقی در ذهن مردم بر شعریت غزل غالب شده است.

 نكته: در میان شاعران معاصر و آثار فراوانی كه در ۳ دهه اخیر برای عاشورا و خاصه علمدار كربلا سروده شده‌اند راز رشید روانشاد سیدحسن حسینی انصافا بسیار متمایز و برجسته است

كافی است ابتدا شما به ردیف فوق‌العاده و هوشمندانه‌ای كه شاعر برای این غزل انتخاب كرده دقت كنید؛ ردیفی كه باعث می‌شود شما در طول ساختار این شعر همواره حركت را به خوبی احساس كنید و بعد آن را به كربلا و تاریخچه شكل‌گیری آن نسبت دهید. مگر نه آن كه قیام امام حسین(ع) در آن روزگار با حركت ایشان از مدینه و سپس با رها كردن مراسم حج آغاز می شود و این حركت مگر جز برای روشنگری و بیدارگری بوده است؟ یعنی همان نكته‌ای كه در بیت دوم این غزل آن سوی واقعه پیداست، بیا تا برویم شاعر آن را به تصویر می كشد.

قیام و حركت امام آنقدر زلال و شفاف است كه آن سویش را شما براحتی می‌توانید ببینید.

خاك ‌‌ـ‌ در خون خدا ‌‌ـ‌ می‌شكفد، می بالد:
آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

خاك كه آدم از آن آفریده شده است و درهنگام آفرینش آن نیز اعتراض فرشتگان به خداوند را به همراه داشته است امروز و در كربلا این خاك در كالبد روحانی حسین(ع) به خود می‌بالد و شما دقت كنید كه شاعر با چه توانمندی پارادوكس آسمان و غرق را در كنار هم قرار می‌دهد. آسمان كه نماد اوج و بزرگی است چگونه در تماشای حسین و عظمت كربلا غرق و محو می‌شود.

تیغ ‌‌ـ‌ در معركه ‌‌ـ‌ می افتد و برمی‌خیزد:
رقص شمشیر، چه زیباست؛ بیا تا برویم!

در این بیت هم حسینجانی با پیش ذهنیتی كه در بیت دوم با آوردن نام متبرك زینب(س) به وجود آورده است كربلا و لحظه معركه و نبرد را از نگاه و زاویه دید پیامبر كربلا حضرت زینب(س) به تصویر می‌كشد: ما رایت الا جمیلا (رقص شمشیر چه زیباست؛ بیا تا برویم)

در ارتباط با این غزل باید اشاره كرد از معدود اشعار عاشورایی است كه در آن كمتر سوگ و ماتم وجود دارد و شاعر در شعری كه سراسر پویایی و حركت است كاملا به عاشورا از بُعد اندیشه، عرفان و زیبایی نگاه كرده است:

تیغ در معركه می‌افتد و برمی‌خیزد
رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر برگردیم
عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم ردا از توفان
راه ما از دل دریاست بیا تا برویم

كاش ای كاش كه دنیای عطش می‌فهمید
آب مهریه زهراست بیا تا برویم

چیزی از راه نمانده است چرا برگردیم
آخر راه همین جاست بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت
تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم



تاریخ آخرین ویرایش:- -


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.