تبلیغات
عشق كبریت نیست - عاشورای حسینی، و عاشورای یزیدی!
عشق كبریت نیست كه بی خطرش را بسازند

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

چهارشنبه 14 دی 1390-01:48 ب.ظ



عاشورای حسینی و عاشورای یزیدی

ابوالقاسم حسینجانی

 

( 1 )

این خواب، تا كُجاست؟ / این خوابِ ریشه‌ها / این خواب‌هایِ ریشه‌دار/ این خواب‌هایِ بازی دراز/ این بازیِ دراز كه برای خیلی‌ها  ـ به گفته‌ی پیامبر پاك اندیشی و آگاهی و مهربانی‌ها ـ  تا مرگ / تا اون ورُ دنیا / خاطره انگیز و ، دلربا و ، فریبا/ همچنان ادامه دارد:

اَلنّاسُ نِیامٌ / اِذا ماتُوا /  انتَهوا!

این مردمان، همه هماره ، در خواب مانده‌اند؛

و مرگ كه آمدـ  سر از خواب، سر از خوش خیالی‌هایِ خواب تازه به تازه/ برمی‌دارند.../ و انگار، كه بیدارند!

و چه بازیِ پُر بازه‌یی‌ست / این بازیِ دراز!...

این خواب، تا كُجاست؟ / این خواب ، ناكُجاست!

( 2 )

ما دو جور "دین" داریم.

سوره‌ی كافرون را، بار دیگر ـ با این نگاه ـ بیایید، با هم بخوانیم؛ و با درنگ:

بِسمِ اللهِ الَّرحمنِ الَّرحیم

به نام خدای مهر گستر مهرورز

قُل : یا اَیُّها الكافَروِنَ! / لا اَعبُدُ، ماتَعبُدُونَ؛ /  وَ لا، اَنتم عابِدوُنَ ما اَعبُدُ!

هان! ای كافران! /  من كه معبودتان را نمی‌پرستم /  و شما كه معبودم را نمی‌پرستید!

وَلا، اَنَا عابِدٌ ما عَبَدتُّم /  وَ لا، اَنتُم عابِدوُنَ ما اَعبُدُ!

و نه من، پرستشگرِ معبودِ شمایانم / و نه شمایان، پرستشگرانِ معبودِ من!

لَكُم دینُكُم، وَ لیَ دینِ!

{پس، چه بهتر }

دین‌تان، برای خودتان؛و دینِ من هم، برای خودم!

كه یعنی، در پهنه‌ی عینی و عملیاتی قرآن كریم، ما دو گونه «دین» داریم:

"دینِ ایمان" و "دینِ كفر"  كه البته گفتن ندارد، كه هریك از آن‌ها، ویژگی‌های خودش را دارد.

در یك سوی ؛" آرامش" هست و " آگاهی" و " دانایی" و " شكوفایی" و "روشنایی" ؛

 و در دیگر سوی:" ناآرامی" و « جوّ زدگی» و  « روزمرگی » و "فریبایی" و  "تنگنایی"...

"دین كفر" از جنس " تكاثر" است؛ اما "دینِ ایمان" ، از جنس " كوثر"

 "دین كفر" از جنس " تردید" و " دستپاچگی" و " ببینم چه می‌شود"؛ اما "دین ایمان"، از جنس " تصمیم" و " هدفگذاری" و " برنامه ریزی های آگاهانه" ...

و همین طور هم هست، مقوله‌ی دراز دامنِ "عاشورا"

آری؛همان گونه كه دو جور "دین" داریم، دو جور هم "عاشورا" داریم: "عاشورای حسینی" و "عاشورای یزیدی"!

دو تا نگاه، دو تا آبشخور، دو تا نگره، دو تا نگرش، دو تا اردوگاه،

به باور این قلم، همه چیز دیگر هم همین طور است.

امام خمینی تأكید می‌كرد روی "نماز خوب" و می‌گفت: "نماز خوب" ، آدم را اصلاح می‌كند؛ و از زشتی‌ها، به دور می‌دارد.

اِنَّ الصَّلات تَنهی عَنِ الفحشاءِ وَ المُنكَر / قرآن عزیز؛ آیه  45/سوره 29

وقتی گفته می‌شود " نماز خوب" ، معنایش آن است كه « نماز بد » هم می‌شود داشته باشیم..

آری " نماز خوب" و "نماز بد" / "دین خوب" و "دین بد" / "عاشورای خوب" و "عاشورای بد"...

اصلا، چرا راهِ دور برویم؟

 بگذارید مثال روشن‌تری از خود قرآن عزیز بیاوریم:

«تَعاوَنوا عَلی اَلبِّر و التَّقوا،

وَلا تعاوَنوا :عَلَی الاِثم و العُدوان ! {قرآن پاك و روشنگر/سوره5، آیه 2}

در نیكو كاری و خویشتنداری ، " تعاون" كنید ، و نه در گناهكاری و ستمگاری!

كه ناگفته، نگره و نگرش این كتاب كریم را ، می‌توان دریافت و درك كرد؛ و انگشتِ تاكید را، بر دو " گونه "ی تعاون فرود آورد: " تعاونِ خوب" و " تعاونِ بد" / " تعاونِ ارتقایی" و " تعاونِ قهقرایی " / تعاونِ شكوفایی، و تعاونِ تنگنایی...

و همین طور،این "راه" را بگیر و ، برو جلو:

زندگی خوب، و زندگی بد / مرگ خوب، و مرگ بد / عرفان خوب و عرفان بد/ تقوای خوب و تقوای بد / خوب افزارها و بدافزارها...

خوب ، بد / بد، خوب / خوب‌ها و بدها / بدها و خوب‌ها...

تا برسیم به : خوب حمله نكردن و ، بد دفاع كردن!

هر چیزی را، اگر كه "خوب" نفهمیم و "به خوبی" به كار نگیریم،

اثرِ آن چیزِ ـ اگر چه بهترین چیزها هم كه باشد ـ در حیات و هستیِ ما ، حتما «بد» خواهد بود!

نمی‌شود ندانست، اما كاری به درد بخور كرد!

فرقِ اساسی "عاشورای حسینی" و "عاشورای یزیدی" هم، در همین نكته‌ی زیربنایی ست.

در اردوگاه و عاشورای یزیدی ـ كه بُن مایه‌ی آن هیاهو سالاری ، عوامگرایی، عوامی گری، استحمار، تحمیق و تكاثر است‌ـ فضا را چنان آلوده ، شلوغ و تیره می‌كنند؛ تا هیچ كس نفهمد كه چه اتفاقی دارد می‌افتد، تا هیچ كس نشنود كه حسین دارد چه می‌گوید، تا هیچ كس درك درستی از دردهای حقیقی پیدا نكند، تا هیچ كس از همین پوسته‌های ظاهری و چشمگیر ـ بیشتر ـ عبور نكند، تا همه همان اقدامی را بكنند كه اردوگاهِ ستم می‌خواهد، و مردمان جو زده‌ی جوگیر شده‌ی جاهل در یك فضای مبهم و موهوم و مجهول ـ همان كاری را بكنند كه به خواسته‌های مطلوب ظالمان زراندوز منتهی می‌شود!

اما در اردوگاه و عاشورای حسینی ـ كه جانمایه‌اش آرامش و ایمان و آگاهی‌ست ـ هر كسی كه هست ، ‌هر كسی كه حضور دارد، هر كسی كه مصّممانه و آگاهانه كاری می‌خواهد بكند ، باید ـ به روشنی ـ بداند كه: "چه باید كرد" ، و تا كجای زمین و زمان ، و تا كجای "رسیدن" ادامه می‌باید داد؛ حتّا به بهای "جان" :

به خاطر رهایی و نجات و نشاطِ "انسان" و "جهان" ؛

و برپایی "دینِ  ایمان" ، در رویارویی با "دینِِ كافران"!...

خیلی‌ها می‌گویند كه : محیط ،‌ مساعد نیست!

و حسین بن علی(ع) هم – دقیقاً – همین را می‌داند ، و در جریان شرایطِ موجود هست؛ و اصلاً ، او به همین خاطر حركت كرده‌است كه محیط را مُساعد كند!

او مُنتظر شرایط خوب نمی‌ماند، او بر سرِِ آن است كه شرایطِ خوب را ایجاد و تولید كند .

او " تردید" را بر نمی‌تابد. او آب در لانه‌ی مورچگانِ مردّد می‌ریزد ، تا هر كسی هر جایی كه هست

به "موضعگیری" و "تصمیم" دست بزند، هر چند هم كه اجتناب ناپذیر و ناگُزیر!...

نمی‌شود "زندگی" كرد و  " تصمیم‌گیری " نكرد.

اصلاً ، فرق اصلی كوفه و كربلا ؛ در "تردید" داشتن و" تصمیم" داشتن ست.

با این درك‌ها و دردهایِ معمولی و پیشِ پا افتاده ، هیچ وقت ، به درمان نمی‌شود رسید؛

 

تا كه دنیا ، نیاست، كوفه انگشت نماست

 فهم عاشورایی ، فرقِ ما با دنیاست

كوفه این تردیدی‌ست، كه شمایان دارید

 حُر همان تصمیم است، عقل و تدبیر كُجاست

های و هان! دیرشده‌ست؛ شب، فراگیر شده‌ست

ره ، مُعطّل مانده‌ست ؛ باید اكنون برخاست...

راهبرد حسین بن علی(ع)، تكلیف مرگ و زندگی را ، روشن كردن ا‌ست. او بازتعریفِ زندگی را از دلِ مرگِ درونی و ریشه‌دار ، در زندگانی سیاهِ جامعه‌هایِ خُفته و خواب‌زده‌ی روزگاران ،  بیرون می‌كشد، و به تصویر نو می‌نشاند:

قِف دوُنَ رَابِكَ فیِ الحیاتِ مُجاهِداً

 اِنَّ الحَیاتَ عَقیدَة و جِهاد!

بر سر رای و تصمیم خویش ، در زندگی ، بمان ؛ كه زندگی ، جز عقیده داشتن و تلاشگرانه طرحی نو در انداختن ، چیزی نیست!

اِنیّ لا اَریَ الموت اِلاّ سَعادَة

 وَ لَا الحَیاتَ مَعَ الظاّلِمینَ اِلاّ بَرَماً!

من ، مرگِ تاثیر گذار و به درد بخور را ، جز "خوشبختی"  چیزی نمی‌دانم و زندگیِ بی خاصیت را ،‌هم كه در آن ، آدم به ناگزیر با ستمگران و ستمبارگان دمخور می‌شود – بجز – "شور بختی" و لابه گری چیزی نمی‌بینم!

زندگی كردن ،‌هدف داشتن و توجّه كردن و جهت‌مند بودن‌ست. هر كه موضع ندارد ، و نمی‌داند كه به كجا یش دارند می‌برند نه تنها- در تعریف حسین بن علی(ع)- "زنده" نیست ؛ بل‌كه ، به واقع جنازه‌یی بیش نیست: جنازه‌یی منجمد شده و جامد و به جمود رسیده !

همه‌ی هدف عاشورا آن است كه انسان و جهان را ، از "زنده‌مانی" به "زنده گانی" برساند .

زندگی كردن ـ‌ برای خویشتن، و برای انسان و جهان ‌ـ خاصیت و فایده داشتن است.

نمی‌شود زنده بود و زندگی كرد و فایده نداشت؛ و ما، ای كاش ـ در این حادثه ی بزرگ و یكتای هستی ـ‌ به جای ‌" گریه كردن" ، " فكر كردن " را آموخته بودیم.

این درك ماست ،‌كه دنیا را ، معنادار می‌كند.

"ترك دنیا " ، راه حلی انفعالی است. این "درك دنیا " ست كه ما را به مقصد و مقصودی درست و بجا و بهنگام كه منظور نظر سرآمد شهیدان عالم است ـ می‌تو اند برساند.

حسین شهید نشد، كه ما، تو سرِ‌خودمان بزنیم؛ او شهید شد كه ما بفهمیم "چه باید كرد" ،‌تا بر سرمان نزنند! "ترك دنیا "‌، پاك كردن صورت مسأله هاست !

هان، بهوش باشیم و خبردار ؛ كه عاشورای حسینی را ، دانسته و ندانسته، به زمینِ بازیِ عاشورای یزیدی ،  تبدیل نكنیم! پناه بردن به جانمازهای امن و ذكرهای گوشه گیرانه ، هیچ‌گاه ، راه حلِ مناسبی برای اصلاح و رهایی جهان و انسان نیست.

هرگونه عرفانِ عافیت طلبانه‌یی ، ضدعاشورای حسینی ست .

هرگونه نوحه و نُدبه‌ی هیاهوبار و غوغا آفرینانه‌یی، ضدعاشورای حسینی ست.

دنیا و آخرت ، یك "معادله" ست؛ و نه یك "نامعادله" !

تفكر، نیاز اساسی و ریشه‌ای ماست. جامعه‌یی كه نمی‌اندیشد، جامعه‌ی مرده‌هاست . جامعه‌یی كه "سوال" ندارد ،‌جامعه‌ی قبرستان ست. مگر می‌شود "مسأله" نداشت، اما به "راه حل" رسید؟! مگر می‌شود "سوال"نداشت، اما به "جواب" رسید؟!

شلوغ كردن ، جوآفریدن ، و فضاسازی‌های هیاهوسالارانه‌ ـ همه و همه-  از ویژگی‌های اردوگاه و عاشورای یزیدی است .

در اردوگاه یزید، طبق برنامه‌ریزی هارمونیك، چندان هلهله و طبّالی می‌كردند؛ كه صدای سخنان تحلیلگرانه‌ی امام مظلومان جهان، به گوش مردم نرسد؛ تا اصلا، هیچ كس، متوجه نشود كه "چه" دارد می‌شود؟!

عاشورا،‌یك كارگاه تصمیم سازی‌ست؛ كارگاهی برای ساخته شدن و ساختن .

حسین بن علی ( ع ) ،‌ذكرهایش ـ هم‌ ـ میدانی‌ست. او به دنبال دست یابی به راه حل‌ها، و عملیاتی كردن ذكرها و یادها و نظریه پردازی‌هاست. او می‌گفت: فَلَكُم فِیَّ اُسوَةٌ / من سرمشق و الگوی شمایانم.

 و گفتن ندارد كه الگو از جنس تولید و بازآفرینی ست؛ كه یعنی :

"شما هم، كاری بكنید" ؛ " شما همكاری بكنید" !

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 24 بهمن 1390 10:18 ق.ظ


How do you treat a sore Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 12:18 ب.ظ
Aw, this was an incredibly nice post. Taking the time and actual effort to create a superb article… but what can I say… I put things off a whole lot and
don't manage to get nearly anything done.
florinehoover.jimdo.com
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:54 ب.ظ
Just want to say your article is as surprising. The clearness on your put up is just great and i could assume you're a professional
in this subject. Fine with your permission let me to grab your RSS feed to stay updated
with impending post. Thanks a million and please carry on the rewarding work.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:18 ب.ظ
excellent publish, very informative. I'm wondering why the opposite specialists of this sector
do not realize this. You must proceed your writing.
I'm sure, you've a great readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر